در بی قراری روزهایم 

تنها 

شنبه ها را لبخند زده ام 

و دیگر هیچ ...

نا امید از دقیقه ها 

بی صدا فریاد می کشم

و شنبه ها را 

برای همیشه

از تقویم سینه ام پاک می کنم